خرید بک لینک
سرکلاس دختره   عطسه   کرد شبیه گلبرگ لطیف شقاایق ! بعد زری برگشته میگه یادته یه بار ظهر حنابندون میم ک همه خواب بودن عطسه کردی الف از اتاق پرید بیرون گفت کی بود![شرم] اه همش نقاط تاریک گذشته ا

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

قداست در دوردست به نظاره نشسته! ای که دورتر از هر زمان می نمایی! مرا در اعماق این منجلاب ببین ! ببین که در بطالت کوچکم غرق شده ام .دور بمان همان بالا؛ شاه پریان و قدّیسان را منزلتی جداست . سیاهم من سیاهی عمیق ! و تو همیشه روشن ترین بودی!

قصه تاریکی و روشنی ادغام ناشدنی اند مگر هنگام گرگ و میشی که از آن محروم مانده ام !

من بی فروغ ، من مخدوش ، من هیچ!

تو روشنایی محض ، تو جهان آرا ، تو همه چیز!

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

دیوان شهریار فراموش شده:تا دو سال قبل نمی تونستم ارتباط بگیرم ، اما به لطف یادآوری محسن چاوشی رفتم و ورقی زدم . بخوام توصیف کنم باید بگم تا ته قلب آدم نفوذ میکنه ! حتی بغض سنگین شده ی این روزهام

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

آهنگ وبم یکم خز و خیله ولی کووول است کول :)

کیف کنید . . .

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

میگه که:

ای صنم!

آهوی سر کوی تو بوودم روزی!

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

خب   نقاشی   جدید: شماره یک و شماره دو [ناقص و تقلید] . شاید سوال ایجاد شه که چه کیفیت افتضاحی!

ولی خب باید دست ماسماسک رو بوسید به خاطر همین . . .

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

امروز خانه را می تکانم به نیت کالری سوزی! قربة الی الله !

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

از اینجا بخونید :)

و از خنده متلاشی شوید!

شمام اگه دارید تعریف کنید :)

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

غافل شدن از   زیبایی   های   آسمان   خودش حماقت بزرگی است. وقتی می شود به این آبی بی کران خیره شد و اجازه داد تا به روحت نفوذ کند و ته قلبت را قلقک کند وقتی می شود نگاه را بازیچه دست ابرها کرد تا اشکال فرضی

برچسب: نویسنده: مهسا صمیمی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 12:08

صفحه بندی